تبلیغات
سنگ نوشته ها


سنگ نوشته ها


چهارشنبه 18 آبان 1384

خدایا چند بار بگم گه خوردم تا بیخیال بشی بزاری زندگیمون رو بکنیم؟

مگه با تو نیستم ... مارو ول کن ... من آدم بشو نیستم جون خودت




نوشته شده توسط کرم دندون در چهارشنبه 18 آبان 1384 و ساعت 11:11 ق.ظ

یکشنبه 15 آبان 1384

تو کجایی لعنتی؟

یه جایی پیش اونی که دوستش داری؟




نوشته شده توسط کرم دندون در یکشنبه 15 آبان 1384 و ساعت 08:11 ق.ظ

چهارشنبه 11 آبان 1384

من آدم نیستم ... من هیچی نیستم ... هیچ هیچ ...

باید برگردم به پیله ام ...




نوشته شده توسط کرم دندون در چهارشنبه 11 آبان 1384 و ساعت 10:11 ق.ظ

سه شنبه 10 آبان 1384

این همه آدم دور و برم رو گرفته ... هرکی یه رنگی

پس چرا من هنوزم تنهام؟




نوشته شده توسط کرم دندون در سه شنبه 10 آبان 1384 و ساعت 10:11 ق.ظ

یکشنبه 8 آبان 1384

خدا کجایی؟ ...

حواست به من هست؟

BUZZ!!!




نوشته شده توسط کرم دندون در یکشنبه 8 آبان 1384 و ساعت 10:10 ق.ظ

شنبه 7 آبان 1384
دلم یه دوست خوب می خواد


نوشته شده توسط کرم دندون در شنبه 7 آبان 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ

پنجشنبه 5 آبان 1384

بعضی وقتا دلم میخواد بپرم وسط حوض پارک محلمون شاید یکی از اینایی که دارن قدم میزنن دلش سوخت خواست بیاد نجاتم بده!




نوشته شده توسط کرم دندون در پنجشنبه 5 آبان 1384 و ساعت 10:10 ق.ظ


دوشنبه 2 آبان 1384

نه ناز می کنم ... نه قایم موشک بازی فقط ....

دوباره متولد شدم ... همین روزا بر می گردم




نوشته شده توسط کرم دندون در دوشنبه 2 آبان 1384 و ساعت 08:10 ق.ظ

پنجشنبه 28 مهر 1384

من گم شدم ...

وسط شهر  ... زیر دست و پای یه عالمه آدم .. 

میشه یکی منو پیدا کنه؟




نوشته شده توسط کرم دندون در پنجشنبه 28 مهر 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ

سه شنبه 26 مهر 1384

تبریک میگم عزیز ...

خوشحالم که موفق شدی ...

فقط ... مارو یادت نره ها!!




نوشته شده توسط کرم دندون در سه شنبه 26 مهر 1384 و ساعت 09:10 ق.ظ

چهارشنبه 20 مهر 1384

همیشه فکر میکردم دل و شکم یه چیزن اما امروز که دیدم دل سگ عروسکی شکم گنده ام تنگ شده تازه فهمیدم این دوتا با هم فرق دارند...چه دیر فهمیدم




نوشته شده توسط کرم دندون در چهارشنبه 20 مهر 1384 و ساعت 07:10 ق.ظ

چهارشنبه 20 مهر 1384

....

نتونستم ... دیگه نتونستم تحمل کنم ...

....




نوشته شده توسط کرم دندون در چهارشنبه 20 مهر 1384 و ساعت 02:10 ق.ظ

سه شنبه 19 مهر 1384

کاش میتونستم خودمو گول بزنم

کاش میشد به خودم دروغ بگم

کاش باورم میشد دیگه دوستش ندارم




نوشته شده توسط کرم دندون در سه شنبه 19 مهر 1384 و ساعت 10:10 ق.ظ

یکشنبه 17 مهر 1384

همه اومدن ... همه گفتن ... همه رفتن

اونی که باید میومد نیومد ...




نوشته شده توسط کرم دندون در یکشنبه 17 مهر 1384 و ساعت 09:10 ق.ظ

شنبه 16 مهر 1384

چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده ..........

یعنی من اینقدر وابسته بودم؟




نوشته شده توسط کرم دندون در شنبه 16 مهر 1384 و ساعت 10:10 ق.ظ

دوشنبه 11 مهر 1384

دیروز پام شکست ...

دلم بدجوری برای کوه و اسکی روی آب و پاتیناژ و سنگ نوردی و اسکیت و رالی و باله و اسکواش و هاکی روی یخ  و تنیس و سوار کاری و راگبی و... تنگ شده .... 

کی به کیه؟




نوشته شده توسط کرم دندون در دوشنبه 11 مهر 1384 و ساعت 09:10 ق.ظ

شنبه 9 مهر 1384

دارم به کجا میرم ؟ ... گم شدم ... نه؟




نوشته شده توسط کرم دندون در شنبه 9 مهر 1384 و ساعت 08:10 ق.ظ

جمعه 8 مهر 1384

بعضی موقع ه آدم تو زندگی یه سری تصمیمات احمقانه می گیره که ....

تا کی باید تحملت کنم؟




نوشته شده توسط کرم دندون در جمعه 8 مهر 1384 و ساعت 10:09 ق.ظ

پنجشنبه 7 مهر 1384

حالم از این همه آدم بی شعور که دور و برم رو گرفته به هم می خوره

حالم از وبلاگ نویسی به هم می خوره

حالم از خودم به هم می خوره




نوشته شده توسط کرم دندون در پنجشنبه 7 مهر 1384 و ساعت 01:09 ق.ظ

چهارشنبه 6 مهر 1384

آخ دلم میخواد بزنم تو صورتش ... آخ دلم میخواد ... ای حال میده ...

ولی حیف ... مانیتورم می شکنه ... نمی ارزه




نوشته شده توسط کرم دندون در چهارشنبه 6 مهر 1384 و ساعت 10:09 ق.ظ

چهارشنبه 6 مهر 1384
یعنی هیچ راهی نداره من از دست این همه دردسر خلاص بشم؟


نوشته شده توسط کرم دندون در چهارشنبه 6 مهر 1384 و ساعت 03:09 ق.ظ

سه شنبه 5 مهر 1384

می دونی؟ .... چند وقته می خوام بگم ... یعنی ....چطور بگم ...

حالم از ریختت بهم میخوره




نوشته شده توسط کرم دندون در سه شنبه 5 مهر 1384 و ساعت 10:09 ق.ظ

سه شنبه 5 مهر 1384
كاشكی این ورقه كاغذ یه خط اضافه داشت...آخه میدونی...جا نیست بنویسم دوستت دارم


نوشته شده توسط کرم دندون در سه شنبه 5 مهر 1384 و ساعت 07:09 ق.ظ

دوشنبه 4 مهر 1384
دیروز پینوكیو رو دیدم...دربه‌در داشت دنبال پری آبی می‌گشت...پرسیدم چی شده؟گفت:یعنی میشه دوباره چوبی بشم؟از آدم بودن متنفرم...


نوشته شده توسط کرم دندون در دوشنبه 4 مهر 1384 و ساعت 11:09 ق.ظ

دوشنبه 4 مهر 1384
تا حالا به دلتنگی های یه چراغ راهنما فكر كردید؟راستی چرا همیشه وقتی دختر همسایه از كنارش رد میشه قرمز میشه؟


نوشته شده توسط کرم دندون در دوشنبه 4 مهر 1384 و ساعت 05:09 ق.ظ

یکشنبه 3 مهر 1384

بعضی وقتا به خودم می گم یعنی میشه ؟ .... یکی تو سرم داد میزنه نترس ... برو ... بقیش با من!!




نوشته شده توسط کرم دندون در یکشنبه 3 مهر 1384 و ساعت 02:09 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza