تبلیغات سنگ نوشته ها
خدایا چند بار بگم گه خوردم تا بیخیال بشی بزاری زندگیمون رو بکنیم؟
مگه با تو نیستم ... مارو ول کن ... من آدم بشو نیستم جون خودت

تو کجایی لعنتی؟
یه جایی پیش اونی که دوستش داری؟

من آدم نیستم ... من هیچی نیستم ... هیچ هیچ ...
باید برگردم به پیله ام ...

این همه آدم دور و برم رو گرفته ... هرکی یه رنگی
پس چرا من هنوزم تنهام؟

خدا کجایی؟ ...
حواست به من هست؟
BUZZ!!!

بعضی وقتا دلم میخواد بپرم وسط حوض پارک محلمون شاید یکی از اینایی که دارن قدم میزنن دلش سوخت خواست بیاد نجاتم بده!

نه ناز می کنم ... نه قایم موشک بازی فقط ....
دوباره متولد شدم ... همین روزا بر می گردم

من گم شدم ...
وسط شهر ... زیر دست و پای یه عالمه آدم ..
میشه یکی منو پیدا کنه؟

تبریک میگم عزیز ...
خوشحالم که موفق شدی ...
فقط ... مارو یادت نره ها!!

همیشه فکر میکردم دل و شکم یه چیزن اما امروز که دیدم دل سگ عروسکی شکم گنده ام تنگ شده تازه فهمیدم این دوتا با هم فرق دارند...چه دیر فهمیدم

....
نتونستم ... دیگه نتونستم تحمل کنم ...
....

کاش میتونستم خودمو گول بزنم
کاش میشد به خودم دروغ بگم
کاش باورم میشد دیگه دوستش ندارم

همه اومدن ... همه گفتن ... همه رفتن
اونی که باید میومد نیومد ...

چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده ..........
یعنی من اینقدر وابسته بودم؟

دیروز پام شکست ...
دلم بدجوری برای کوه و اسکی روی آب و پاتیناژ و سنگ نوردی و اسکیت و رالی و باله و اسکواش و هاکی روی یخ و تنیس و سوار کاری و راگبی و... تنگ شده ....
کی به کیه؟

بعضی موقع ه آدم تو زندگی یه سری تصمیمات احمقانه می گیره که ....
تا کی باید تحملت کنم؟

حالم از این همه آدم بی شعور که دور و برم رو گرفته به هم می خوره
حالم از وبلاگ نویسی به هم می خوره
حالم از خودم به هم می خوره

آخ دلم میخواد بزنم تو صورتش ... آخ دلم میخواد ... ای حال میده ...
ولی حیف ... مانیتورم می شکنه ... نمی ارزه


می دونی؟ .... چند وقته می خوام بگم ... یعنی ....چطور بگم ...
حالم از ریختت بهم میخوره




بعضی وقتا به خودم می گم یعنی میشه ؟ .... یکی تو سرم داد میزنه نترس ... برو ... بقیش با من!!
